به لقمان گفته شد : از حکمت چه گرد آورده اي؟ گفت : براي آنچه کفايت شده ام خود را به زحمت نمي اندازم و آنچه را به من سپرده شده، تباه نمي سازم . [امام باقر عليه السلام]
کل بازديدها:----2503---
بازديد امروز: ----2-----
بازديد ديروز: ----4-----
جستجو:
چليـپـا
 
 
  • درباره من
    چليـپـا
    مدير وبلاگ : فاطمه شکري[11]
    نويسندگان وبلاگ :
    محسن مقدس زاده
    محسن مقدس زاده (@)[0]


  • لوگوي وبلاگ
    چليـپـا

  • پيوندهاي روزانه

  • لينک دوستان
  • لوگوي دوستان
  • لوگوي آسمانی
    پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیة الله العظمی محمد تقی بهجت بررسی و نقد بهاییت
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • وضعيت من در ياهو
  • آواي آشنا
  • ساعت
  • + ارزش وجودي زن
    نويسنده: فاطمه شکري سه‏شنبه 21/12/1386 ساعت 12:10 عصر

    وقتي خالق هستي بشر را خلق نمود او نيز مانند اکثر مخلوقات صاحب دو جنسيت مختلف شد ؛ و هر يک از آنها صاحب امتيازات و خصوصيات مختص خود هستند، و اگر هر يک از دو جنس مخالف بخواهند در جايگاه ديگري قرار گيرند ،اولا‍ٍ فشار خاصي از جهت جسمي و روحي متحمل مي شوند .ثانيا به ساختار خانواده و جامعه ضررهايي وارد مي شود که گاه جبران ناپذير است. اگر نگاهي به وضع موجود در در اجتماع خودمان و يا جوامع ديگر بيندازيم متوجه اين دگرگوني ها خواهيم شد؛مثلا از اينکه خنم راننده کاميون است برايش افتخار حساب مي کنند ؛و يا اگر هر قدر اين زن در کارهاي سخت و سنگين در قسمتهاي مختلف کارخانه ها موفق شود ،برايش حسن حساب مي کنند؛ولي اگر اندکي فکر کنيم و جوانب اين عمل را بسنجيم خواهيم ديد نه تنها حسن نيست بلکه او را از جايگاه والايش تنزل داده ايم .شايد بعضي ها مخالف باشند؛ اما بايد به اين گروه گفت زن موجوديست با ساختار ظريف و موافق با کارهاي ظريف ،انجام کارهاي سخت او را از جهت روحي در نهايت دچار نوعي افسردگي مي کندالبته اگر بپذيريم هيچ ضربه اي از جهت جسمي بر زن هنگام انجام کارهاي سخت وارد نشود . ثانيا به زن مي گوييم تو اگر در جايگاه مرد قرار بگيري برايت حسن است و شاهکار کردهاي در صورتي که خالق هستي در سيستم جسمي او مکاني براي پرورش کودک در مدت تقريبا نه ماه و تربيت اين موجود لطيف و دوست داشتني را موافق طبع وجودي زن قرار داده و هيچ لذتي براي زن از اينکه جايگاه مادر بودن را را کسب کند چيز ديگري وجود ندارد ؛ البته اگر از طبع زنانه خارج نشده باشد. ودر حال حاضر کمتر مشاهده مي کنيم کسي به اين کار زن توجه کند و آن را شاهکار حساب کند. در صورتي که اگر زن فرضا بهترين معمار و يا مهندس شود در انتها اشيا بيجان را توليد و رشد مي دهد . اما مراقبت و تربيت کودک پرورش يک موجود جاندار است،تربيت يک انسان که اشرف مخلوقات است بر عهده گرفته ؛و اين عمل با هيچ کاري قابل قياس نيست؛ و نتيجه اين گونه رفتارهاي موجود در زمان کنوني ايجاد فرزنداني با روانهاي افسرده است ،که مي خواهند خود را با ابزارهاي مختلف که شايد بشود گفت اکثر آنها مضر برايش است و او را دچار عقب افتادگي جسمي و روحي مي کند خلائهاي خويش را پر مي کند .ولي آيا راه بهتري وجود ندارد...


        نظرات ديگران ( )

  • + بسْمِ رَبِّ الشـُّهَداءِ وَ الصِّـدّيقين
    نويسنده: فاطمه شکري شنبه 15/10/1386 ساعت 6:0 صبح

    السّـلام عليک يا أباعبدالله

       مي خواهم چند مورد از درسهاي موجود در سپاه سفـيد حـسيـني را براي خـودم و شما دوستان بيان کنم. باشد که إن شاء الله مورد استـفـاده در زنـدگي پر فراز و نشيـبـمان قراردهـيـم . در انجام هــرکاري اشخـاص ابـتـدا براي خويش هدف تعيين مي کنند و دليلي دارند . حال هدف فرمانده اين سپاه سفيد چيست؟ به فرمـوده خودشـان احياي دين جدّشان حضرت رسول الله(صلّ الله عليه وآله)وامر به معروف و نهي از منکر . حال مگر چه بلائي بر سر دين جدّ شان  آمده بود و اعمال مردم چگونه بود؟ در جواب بايـد شخصيت حکـّام و در رأس آن شخـصي که به اصطلاح خليفه مي گفتند بررسي شود. يزيد برخلاف پدرش معاويه که شخـص مخفي کاري بود واصولاً کارهـاي مخالـف با شرع اسلام را سـعي مي کـرد در خـفـا مـرتکـب شود و يا به نحوي توجـيح کـند ، بـي پـروا و گستـاخانه و در ملاء عام وديد ناظرين کارهاي مخالف با شرع را مرتکب مي شد و اين شخصيت بي قـيد او مسـبـب ايـن شــد کـه حـضـرت امـام حــسـيـن (عـلـيه الـسلام) کـه تـقــريـبـا ده سـال در زمان حـکـومـت معاويـه سکوت کرده بودند با سر کار آمدن حکومت يزيد لاابالي سکوت را جايزندانند وقـيام راشروع کنند.


         اين کارامام درس قـيام در برابر استـکبـار را مي آموزد . بـر خلاف نـظر بعـضي از شيعـيان که مي گويند: آقـا جان با آمـريکا چـرا رابطه نـداشته باشيم؟ آيا با اندکي تفـکـّر در عـمل امام خويش پاسخ دريافـت نمي شـود؟آيا امام رابـطه با يزيد را به صلاح ديدند که امـروز ما که ادعـاي شيعه بودن مي کـنيم با يـزيـد دوران خـويـش صلح کنيم. واما اندکي به رابطه بين امام و ياران نظر کنيم. امام در اول راه اعلام مي دارد هر کس مي خواهـد مـرا يـاري کـنـد در انتـها شهـيـد مـي شـود. مسـلـمانان توجـّه کنند که اين راه براي کـسب مقام نبوده و مبا رزه بر سر بدست آوردن حکومت نيست . گروهي پاسخ مثبت به امام خويش مي دهند و در مقابل امام چون و چـرا و اما و اگر نمي آورند. برخلاف افرادي که امام را ياري نکردند. حال اين حرکت مطـيع بودن دربرابر امام را نشان مي دهد.


       اميد است من و شما دوستان هم در مقابل افرادي که به عنوان امام و رهـبروپيشواي خـود انتخاب مي کـنيـم ودررأس همه آنها حضرت بقية الله(روحي فداه)مطيع بوده وهيچ وقت اين تجربه تلخ تاريخي را تکرارنکـنيم.


        نظرات ديگران ( )

  • + عقل سالم در بدن سالم هست
    نويسنده: فاطمه شکري سه‏شنبه 24/7/1386 ساعت 6:0 صبح

       اين جمله درونش دنيايي از مفاهيم زيبا دارد. اگر اندکي در آن فکر کنيم راه گشاي بسياري از مسائل و مشکلات موجود در زندگي ما مي شود؛ که گاه براي برطرف نمودن آن مشکل هزينه هاي بسيار زياد مي پردازيم.براي آنکه بدني سالم داشته باشيم نيازمند تغـذيه مناسب هستيم.امّا متأسّفانه باخوراکيهايي که به ظاهر لذيذ و زيباست ؛ افرادي ما را فريب مي دهند ؛ و چيزهـايي براي تغـذيه ما تجويز مي کنند؛ که جزضرر فايده خاصّي براي سا ختمان وجودمان چيزي به ارمغان ندارد.حال بايدعلت راجستجو کنيم؛که چرا ما فريب مي خوريم؟ درهـر زمينه اي(اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي)اگـرانسـان الگوي درستي نداشته بـاشد؛و يا از الگوهايي که بـراي  خود قـرار داده ومعـتـقـد شـده کـه درسـت اسـت،ازآن فاصـله بگـيرد.به فـرموده بزرگي گرگـهاي داخل وخارج انسان رادرزمان غـفـلت مي خورند.دراين زمينه(تغذيه) دشمن سوءاستفاده مي کند،والگـوي خويش را براي ما ديکته مي کند،وما که غافل ازاصل خودشده ايم آن را مي پذيريم . مگر الـگوي تغـذيـه مـا چـه بوده ؟ و يا چه الگـويي صحيح اسـت ؟ دشمـن کـيسـت ؟ الگوي تغذيه جديد مـگر چه اثري برجسم ما نهاده ؟ هم اينها وسؤالـهاي ديگر بـايد پاسخ داده شود.ما درکشوري زندگي مي کنيم که داراي تمدّن وفرهنگ اصـيل است. ودراين فرهنگ غنّي از تعاليم اسلامي استفاده ها شده اسـت . از قـديم الايّام درايران زنان کـد بانو به تغـذيـه مـناسب تـوجـه بسيار مي کردند ؛وبـراي پـخـت و پز زمان بيشتري اخـتصاص مي دادند. برخلاف امروز که خانم ها براي جاهايي که نياز بـه صـرف وقـت نيسـت ، وقت خود را تلـف مي کـنند، و به پخـت وپـزغـذا که مي رسد ، سعي مي کننـد ، درکمترين وقـت ممکن غـذا درست کنند.بدون آنکـه تـوجـه کنند چـه ضربه اي بـه خانواده وارد مي کنند. و در حـقّ عـزيزترين افـراد زنـدگي خود ظلم مي کنند ؛ و از نظر جسمي و رواني آنـان را فلج مي کـننـد. درچندين سال قبل کدبانوي خانه غذارا ازساعت ها قبل با درجه کم روي حرارت قرار مي داد که آرام آرام مـوادّ مـوجـود درغـذا بـپـزد. ولـي امروز خانم خانه با موادّ حاضـري و کارخانه اي در عـرض چند دقـيقه و بـه قـول معـروف در يـک چـشـم برهـم زدن غـذا را آماده مي کـنـد . ( محـصـولات تـولـيد کـارخـانه هـا به دليل داشتن موادّ نگهدارنده مضرّ مي باشند.) اکثرهزينه هاي موجود درزنـدگي براي خوردني هـا مصرف مي گردد.وهيچ انسان عاقلي دوسـت ندارد پولي را که با زحـمت فراوان به دست آورده دور انـداخته شود ؛ حـال کمي با نـفس خويش صحبت کنـيم ،و مـلاحظه کنـيم آيا خريـد موادّ غـذايي کـه بيـشتر مردم روزانـه مصرف مي کننـد ، تا چه انـدازه با توجـه به فايده آن ( البتّـه فايده اي که از سوي انسان هـاي مورد اعتماد و با سوادباشد. ) خـريـداري مي کنـيـم. آيا گاهي اوقات علّت خريد ميل وعلاقه نفساني نيست؟ که ما را به داشتن وخوردن چيزي ترغيب مي کند. اوّلين قدم يراي داشتن جسمي سالم خريد موادّ مفيد براي بدن است. تا بعد...

        نظرات ديگران ( )

  • + غارت بي صدا
    نويسنده: فاطمه شکري دوشنبه 23/7/1386 ساعت 8:0 صبح

      ايران سرزمين پهناوريست که از قديم الايّام مهد انسان هاي حکيم و فرزانه بوده و هـست و لفـظ حکيــم در زمـان هــــاي قديم به افراد خاصّي  اطـلاق مي شـد. کـه اين اشخاص از لحاظ معـنوي و علـمي در سطـــح بسـيـار بالايـي بـودنـد . ولي متاسفانه امـروزه با توجه به برخي  از توطـئه هاي بيگانگان دانـش و مـعلومـــات اين افراد فرهيخته بـي ارزش تلقّي شده . آيت الله محمد آل اسـحاق حـکيم الهي مي فرمايند:  "من خود شاهدبودم که استکبارجهاني به رهبري انگليس فـرهنـــگ ايران را از تجربه هاي سنتي پاکسازي مـي کرد و مـطبوعات با تحـقيـر  و تـمسخر تلاش مـي کردنـد وجـدان جامــعــه را بر عـليه طب سنتي بسيـج کـرده و داروهاي شيميايي خودرا جايگزين کنند . مـن به عنوان  يک طلبه پيـرو خط امام تـصـمـيـم گرفتم کتاب قانون و تـجربـه هاي تـمدن کـهن را احيا کنم ،کتاب قـانـون را در مسجد امـام حسن عسکري (عليه السلام )قـم تدريس کردم که بين اقشار مختلف طلاب ودانشجويان وبازاريها با استقبال زيادي مواجه شــد.در قـدم دوم مـجمع طـب  گياهي بوعلي سينا را در قم به ثبت رساندم."


        نظرات ديگران ( )

  • + معرفت نفس
    نويسنده: فاطمه شکري دوشنبه 19/6/1386 ساعت 3:0 صبح

        در حديث گوهر بار از معصوم (عليه السّلام) است که مي فرمايند:«من عرفه نفسه فقد عرفه ربه»  يعني هر که خودش را شناخت پس به تحقيق پروردگار خود را شناخت . به طور يقيني سخن معصوم درباره شناخت ظواهر خلاصه نمي شود . بايد که از درون مطلع شد از پيچيدگي ساختار وجود که بر خلاف ساير مخلوقات انسان موجوديست که صاحب قوه ناطقه مي باشد وقلبي که مي تواند به هر صورت که انسان بخواهد او را رنگ آميزي کند و اين عضو جز دو رنگ سياه و سفيد رنگ ديگري ندارد. حال اندکي در مورد ناطق بودن انسان صحبت کنيم . اگر کسي عقل خود را از منبع خالص انرژي دهد همواره براي هر موضوعي که در زندگي برايش اتفاق مي افتد جوابي مي يابد . و چون از منبع اصلي راه حل را دريافت مي کند آرام آرام برايش ملکه مي شود که هر آنچه در قوه ناطقه اش مطابق با منبع که در انتها خالق اين قوه است باشد.البته در اين مورد حرف بسيار است .  


        نظرات ديگران ( )

  • + ادب
    نويسنده: فاطمه شکري جمعه 12/5/1386 ساعت 8:45 عصر

                                                                  
       در جامعه به کسي که خوب حرف بزند يا با ديگران خوش برخورد باشد يا خوب افراد را تحويل بگيرد مؤدّب مي گويند. امّا ادب از منظر بزرگان به اين مقدار ختم نمي شود؛ به فرموده بزرگي ادب يعني هر فعل مشروعي که به زيباترين صورت انجام مي شود و اين تعريف در تمام شئون  زندگي مصداق پيدا مي کند و تمام گفتار و رفتار و عملکرد هاي شبانه روزي هر انسان را در بر مي گيرد. مثلاً کسي که مي خندد بايد اولاً صدايش را موقع خنديدن بلند نکند و ثانياً دندانهايش در لحظه خنديدن بيش از اندازه ديده نشود. يا کسي که خيلي خوب لباس مي دوزد و کارش را تميز و مرتّب ارائه مي دهد، او را در اين کار مؤدّب مي گويند؛ و همچنين کسي که خطّ خوبي دارد در زمينه نوشتن ادب را رعايت کرده است. زيرا اين افراد اولاً کارشان مشروع است، ثانياً کار را به بهترين نحو ممکن انجام داده اند. شايد اين سؤال در ذهن خطور کند؛ انسان براي آنکه در تمام مراحل زندگي مؤدّب باشد از کجا و از چه کسي بايد الگو بگيرد؟ پاسخ اين سؤال را بايد اينگونه عنوان کرد که مي بايست از منبعي کمک گرفت که او مؤدّب ترين مخلوق باشدو او نيز اين ادب را ازمنبع بي عيب ونقصي آموخته باشد واين الگوي بشر کسي نيست جز نبيّ مکرّم اسلام حضرت محمّد (صلّ الله عليه و آله و سلّم) که معلمشان خالق هستي بود‍، و آن حضرت در تمام شئون براي ما مسلمين راه و روش ارائه فرموده اند.  


        نظرات ديگران ( )

  • + سبک دل
    نويسنده: فاطمه شکري شنبه 2/4/1386 ساعت 4:37 عصر


       در ساختمان وجودم عضوي را اين گونه حساس نيافتم . گاه آنچنان سنگيـن مي شـود که حـرکـت کـردن برايم دشـوار مي گردد وقتي که سنگيـن مي شود  احساس مي کنم رنگش به سياهي مبدل گشته.حال بگويم چرا اين مرواريـد زلال کدر مي شود زيرا او را با خط سياه کينه نقاشي مي کنم . آن هنگام که با قلم زريـن خـيـرخـواهي و محـبـت بر رويش نقاشـي مي کنم درخشش او چند برابر از روز اولش مي شود. 
                                                                             


      يا رب کمکم کن صفحه دلم همواره بدرخشد  


        نظرات ديگران ( )

  • + موجود پيچيده
    نويسنده: فاطمه شکري شنبه 2/4/1386 ساعت 4:37 عصر

     زيباترين و شگفت انگيزترين موجود در عالم انسان است. مگر باقي مخلوقات چه حالتي دارند که فقط  خالق هستي لحظه اي که او را خلق کرد خود را تحسين نمود . انسان دراراي دو بعد مي باشد بعد جسماني و بعد روحاني و هر يک بشر را با عالم خاصي آشنا مي سازد. اگر افراد گاهي از اوقات احساس کسالت و بي حالي مي کنند عـلّت اين است که تمام مشغله و درگيري ذهنشان اختصاص به جنبه جسماني و رفع نيازهاي اين بخش شده و غافل از بعد ديگر مي گردند. ولي آن دسته از افراد که با جسم و در رأس آن روان و روحي آرام هستند ‌، دليلش اين است که به هر دو جنبه توجّه مي کنند. البته آن گروه که در انتهاء دچار افسردگي مي شوند در قدم ابتدائي فکر مي کردند به خوشبختي دست خواهند يافت، امّا هدف و برنامه و شناخت کافي از خوشبختي را نداشته اند.


        نظرات ديگران ( )

  • + اخلاص
    نويسنده: فاطمه شکري شنبه 2/4/1386 ساعت 4:37 عصر

        خــالص در لـغت يــعني پـــاک و بي آلايــش . خــداونــد متعـال اعمـالي را که در آن  ذرّه اي  نــاخالــصـي باشـد نمي پذيرد .ناخالصي در عمل يعني کاري را هم به خاطر خدا و همرديف آن براي غير خدا نيز انجام شود . آيا اين بي عقلي نيست که زحمت زيادي را متحمّل شويم و درپايان مزدي که شايسته آن زحمت است ،دريافت نکنيم .شايد بعضي از افراد برايشان اين سؤال پيش آيد که چرا خداوند به آن مقدار از عمل که به خاطرخودش انجام داده ايم به ما پاداش نمي دهد ؟ در جواب بايد گفت خداوند هر چيز پاکي را که در آن آلودگي وجود نداشته باشد دوست دارد و مي پذيرد ؛ودر واقـع وارد شدن آن غير و مـوجود دوم به منزله لـکه سياهي اسـت که آن عـمل را بي ارزش مي کند و ارزش حقيقي عمل محو مي شود . زماني انسان مي تواند کاري را براي خدا انجام دهد که منتظر تقدير غير خدا به خاطر عملي که انجام داده نباشد. فرق عمل خالص و ناخالص در اين است که وقتي کاري را براي خدا انجام دهيم باقي و ماندگار است ؛ولي در مقابل ،کار غير الهي يا به دست فراموشي سپرده مي شود ويا پاداش آن به طور کامل از سوي کسي که برايش کاري را انجام داده ايم داده نمي شود. البته خدا داراي لطف و رحمت نامتناهي است و از خطاها و اعمال ناخالص ما در مي گذرد ولي آيا آناني که اعمال خوب و خالصانه انجام   مي دهند با کساني که اينگونه نيستند برابرند ؟


        نظرات ديگران ( )

  • + عشق ولايت
    نويسنده: فاطمه شکري شنبه 2/4/1386 ساعت 4:37 عصر

      
       با محبت شما بزرگ شدم و رشد يافتم . مادر مهربانـــم دوستــت دارم تـو بــودي مرا باشيرپـاک و گوارايت ساختي و وجـود کوچـکـم که در ابتداء با مفهوم عشق ولايت آشنا نبود در سايه مهر و محبـتـت که توسط شيره جانت به من انتقال يافت تکامـل پيدا کـرد.امروزديگر غمي دردل کوچکم وجود ندارد چون با مـدد شما هــر مـشــکـلي را مي تـوانـم از پيش رو بـردارم .اکنون تو اي چراغ هدايـت بياوجهان را ازبند گرگان انسان نما رها کن.


        نظرات ديگران ( )


  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [21/12/1386- 12:10 ع] ارزش وجودي زن
    [15/10/1386- 6:0 ص] بسْمِ رَبِّ الشـُّهَداءِ وَ الصِّـدّيقين
    [24/7/1386- 6:0 ص] عقل سالم در بدن سالم هست
    [23/7/1386- 8:0 ص] غارت بي صدا
    [19/6/1386- 3:0 ص] معرفت نفس
    [12/5/1386- 8:45 ع] ادب
    [2/4/1386- 4:37 ع] سبک دل
    [2/4/1386- 4:37 ع] موجود پيچيده
    [2/4/1386- 4:37 ع] اخلاص
    [2/4/1386- 4:37 ع] عشق ولايت