مي خواهم چند مورد از درسهاي موجود در سپاه سفـيد حـسيـني را براي خـودم و شما دوستان بيان کنم. باشد که إن شاء الله مورد استـفـاده در زنـدگي پر فراز و نشيـبـمان قراردهـيـم . در انجام هــرکاري اشخـاص ابـتـدا براي خويش هدف تعيين مي کنند و دليلي دارند . حال هدف فرمانده اين سپاه سفيد چيست؟ به فرمـوده خودشـان احياي دين جدّشان حضرت رسول الله(صلّ الله عليه وآله)وامر به معروف و نهي از منکر . حال مگر چه بلائي بر سر دين جدّ شان آمده بود و اعمال مردم چگونه بود؟ در جواب بايـد شخصيت حکـّام و در رأس آن شخـصي که به اصطلاح خليفه مي گفتند بررسي شود. يزيد برخلاف پدرش معاويه که شخـص مخفي کاري بود واصولاً کارهـاي مخالـف با شرع اسلام را سـعي مي کـرد در خـفـا مـرتکـب شود و يا به نحوي توجـيح کـند ، بـي پـروا و گستـاخانه و در ملاء عام وديد ناظرين کارهاي مخالف با شرع را مرتکب مي شد و اين شخصيت بي قـيد او مسـبـب ايـن شــد کـه حـضـرت امـام حــسـيـن (عـلـيه الـسلام) کـه تـقــريـبـا ده سـال در زمان حـکـومـت معاويـه سکوت کرده بودند با سر کار آمدن حکومت يزيد لاابالي سکوت را جايزندانند وقـيام راشروع کنند.
اين کارامام درس قـيام در برابر استـکبـار را مي آموزد . بـر خلاف نـظر بعـضي از شيعـيان که مي گويند: آقـا جان با آمـريکا چـرا رابطه نـداشته باشيم؟ آيا با اندکي تفـکـّر در عـمل امام خويش پاسخ دريافـت نمي شـود؟آيا امام رابـطه با يزيد را به صلاح ديدند که امـروز ما که ادعـاي شيعه بودن مي کـنيم با يـزيـد دوران خـويـش صلح کنيم. واما اندکي به رابطه بين امام و ياران نظر کنيم. امام در اول راه اعلام مي دارد هر کس مي خواهـد مـرا يـاري کـنـد در انتـها شهـيـد مـي شـود. مسـلـمانان توجـّه کنند که اين راه براي کـسب مقام نبوده و مبا رزه بر سر بدست آوردن حکومت نيست . گروهي پاسخ مثبت به امام خويش مي دهند و در مقابل امام چون و چـرا و اما و اگر نمي آورند. برخلاف افرادي که امام را ياري نکردند. حال اين حرکت مطـيع بودن دربرابر امام را نشان مي دهد.
اميد است من و شما دوستان هم در مقابل افرادي که به عنوان امام و رهـبروپيشواي خـود انتخاب مي کـنيـم ودررأس همه آنها حضرت بقية الله(روحي فداه)مطيع بوده وهيچ وقت اين تجربه تلخ تاريخي را تکرارنکـنيم.